پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۹ - ۱۵:۰۵
امام حسین (ع) در آیینه قرآن و روايات

ضمن تبريك ميلاد باسعادت فخر آزادي‌خواهان جهان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) توجه مخاطبان ارجمند را به چند آيه و روايت در شإن حضرت سيدالشهدا جلب مي‌كنيم.

سوره فجر

این سوره، در روایت امام صادق (ع) به سوره امام حسین (ع) مشهور است و توصیه شده که در نمازهای واجب و مستحب ، خوانده شود : « اِقْرَؤُا سُورَةَ الفَجِرِ فی فَرائِضِکم وَ نَوافِلِکم ، فَاِنها سُورَةُ الحُسَین (ع) وَ ارْغَبُوا فیها»(سوره فجر را در فرائض و نوافل بخوانید زیرا آن سوره حسین‌(ع) و در آن رغبت داشته باشید.)(1)

و این نامگذاری ، جالب است ، « چرا که قیام کربلای حسین (ع) ، خود انفجار فجری از ایمان و جهاد بود ، در ظلمت شب جور و شرک بنی امیه ، و همچنان که با فجر و آغاز روز ، حرکت و حیات مردم شروع می شود ، با خون حسین (ع) و یارانش در عاشورا ، اسلام جانی تازه گرفت و حیاتی مجدد یافت» .(2)

در ذیل روایتی از امام صادق (ع) ، علت نامگذاری این سوره به سوره فجر ، این بیان شده که سیدالشهداء نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه است و یارانش نیز اینگونه اند : « فَهُوَ ذُوالنَفسِ المُطمَئِنةِ الراضِیةِ المَرضِیةِ وَ اَصحابُهُ مِن آلِ‌ مُحَمدٍ هُم الراضُونَ عَن اللهِ یومَ القِیامَةِ وَ هُوَ راضٍ عَنهُم » .(3)

ترجمه: پس او صاحب نفس مطمئنه راضیه مرضیه است و اصحاب آن حضرت از آل محمد‌(ص) نیز از خداوند در روز قیامت راضی هستند و خداوند از آنها راضی است.

کهیعص

از حروف مقطعه قرآن در اول سوره مریم است، طبق برخی تفاسیر ، این حروف رمزی اشاره به حوادث یا فضایل یا مسایلی دارد که اهل بیت به علم آن آگاهند . از جمله تفسیرها و تأویلهای این حروف ، انطباق آن با حادثه کربلاست . در روایات است : حضرت زکریا نام پنج تن آل عبا را از جبرئیل فرا گرفت و چون به نام امام حسین (ع) می رسید ، اندوهگین می شد و اشک در چشمش می آمد ، اما با نامهای دیگر ، اندوهش می رفت . راز آن را از خداوند پرسید . خداوند با « کهیعص » قصه آن را خبر داد . « کاف » ، نام کربلاست ، « ها » ، کشته شدن عترت طاهره است ، « یأ » یزید ستمگر ، قاتل حسین (ع) است ، « عین » عطش حسین (ع) و « صاد » صبر و مقاومت اوست . زکریا سه روز در مصیبت حسین (ع) گریست و از خدا خواست که فرزندی به او عطا کند و با محبت او ، آزمایشش کند و آنگونه که محمد صلی الله علیه و آله را در سوگ فرزندش به داغ نشاند ، او را هم داغدار کند . خداوند ، یحیی را به او عطا کرد . یحیی هم همچون حسین (ع) شش ماهه به دنیا آمد .(4) میان یحیی بن زکریا و حسین بن علی شباهتهای دیگر نیز وجود دارد . سر هر دو مظلومانه بریده شده و سر هر دو در طشت و طبقی پیش طاغوت زمانشان نهاده شد .

سیمای حسین(ع) در احادیث پیامبر(ص)

حسینٌ منی و انا من حسین (ع)

حسین (ع) از من است و من از حسینم . حدیثی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است و در کتب حدیثی شیعه و اهل سنت آمده است ، متن کامل آن چنین است :

« حُسَینٌ مِنی وَ اَنَا مِن حُسَین اَحَب اللهُ مَن اَحَب حُسَینا وَ اَبْغَضَ اللهُ مَن اَبغَضَ حُسَینا ، حُسَینٌ سِبطٌ مِنَ الا سباطِ ، لَعَنَ اللهُ قاتِلَهُ »(5) اینگونه تعبیر ( من از اویم و او از من است ) نشانه وحدت کامل فکری ، روحی ، مرامی ، جسمی و خط مشی است و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیم قرن پیش از حادثه کربلا ، خواسته قیام و نهضت حسینی را تداوم راه خویش بداند و دشمنان سیدالشهداء را که دست خود را به خون او آلودند ، دشمنان و قاتلان خود به حساب آورد ، چرا که خشم و رضا و جنگ و صلح و یاری یا جفا بر حسین (ع) ، همسان با خشم و رضا و جنگ و صلح و یاری و جفا بر پیامبر خداست ، چرا که این دو ، یک جان در دو بدن و یک فکر و مرام ، در دو زمانند . (6)

به تعبیر امام خمینی « ره » : « با زنده نگه داشتن او اسلام زنده می شود . « انا من حسین » ، که روایت شده است که پیغمبر فرموده است ، این معنایش ، معنا این است که حسین مال من است ، و من هم از او زنده می شوم ». (7)

حسین، سید جوانان بهشت

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: «الحَسنُ و الحُسَین سَیدا شَبابِ اَهلِ الجَنّة؛ حسن و حسین، دو آقای جوانان اهل بهشتند».

در بعضی از احادیث چنین آمده است که پیامبر فرمود: «فرشته‌ای از آسمان که مرا زیارت نکرده بود، از جانب خدا برای زیارت من، اذن خواست. پس به من خبر و مژده داد که دخترم فاطمه، سیده‌ی زنان امت من است و این که حسن و حسین، دو آقای جوانان اهل بهشتند». (8)

فضیلت دوستی حسین علیه‌السلام و نکوهش دشمنی با آن حضرت

پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بیرون آمد، در حالی که حسن و حسین با او بودند و هرکدام بر یک دوش پیامبر بودند. حضرت، یک بار حسن را می‎بوسید و یک بار حسین را؛ تا به ما رسید و فرمود: «مَن اَحبَّ الحسنَ و الحسینَ فَقَد اَحبّنی وَ مَنَ اَبغَضَهما فَقَد اَبغَضَنِی؛ هرکس حسن و حسین علیه‌السلام را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته و هرکس آن‌ها را دشمن بدارد، پس البته مرا دشمن داشته است». (9)

محبوب پيامبر

در روایت دیگری آمده است که: جمعی با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به میهمانی می‌رفتند و آن حضرت پیشاپیش آنان حرکت می‌کرد. در اثنای راه، حسین علیه‌السلام را دید و خواست او را در آغوش بگیرد. حسین علیه‌السلام، به این سو و آن سو می‌دوید. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با مشاهده‌ی این حالت، تبسم می‌کرد تا آن‌که او را در آغوش گرفته، یک دست خود را به پشت سر و دست دیگر را به زیر چانه‌ی ایشان نهاد و لب‌های مبارک‌شان را بر لب‌های حسین علیه‌السلام قرار داده، بوسه می‌زد و می‌فرمود: «حسین از من است و من از اویم. خداوند دوست دارد کسی را که او را دوست دارد». (10)

ابن ‌عبدالبرّ قرطبی از ابوهریره روایت می‎کند که گفت: این چشم‌هایم دید و گوش‌هایم شنید که پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، هر دو دست حسین را گرفته بود و پاهای حسین بر روی پاهای پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود. حسین بالا رفت تا پاهایش را بر سینه‌ی پیغمبر گذارد. پس پیغمبر فرمود: دهان باز کن! پس بوسیدش، و سپس گفت: خدایا او را دوست بدار، زیرا من او را دوست می‎دارم». (11)

در البداء و التاریخ نقل شده که بعد از واقعه عاشورا یزید امر کرد تا خاندان و بانوان آن حضرت را بر در مسجد نگاه دارند تا مردم آن‌ها را ببینند؛ و خودش سر مبارک حسین علیه‌السلام را در جلو خود گذاشته بود و با چوب یا شمشیر بر لبان مطهر حضرت می‎زد. ابوبرزه اسلمی برخاست و گفت: «به خدا قسم، چوب تو، به همان موضعی می‎خورد که مکرر دیدم پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آن‌جا را می‎بوسید». (12)

اول کسی که وارد بهشت می‎شود

روزی پیغمبر اکرم صلی‎الله‎علیه‎و‎اله به علی علیه‎السلام فرمود: «اولین کسانی که وارد بهشت می‎شوند، من، تو، فاطمه، حسن و حسین هستیم». علی علیه‎السلام عرض کرد: «پس دوستان ما چطور»؟ پیغمبر صلی‎الله‎علیه‎و‎آله فرمود: «به دنبال شما وارد می‎شوند».(13)

گلی از باغ دنیا

راوی می‎گوید: « خدمت رسول خدا صلی‎الله‎علیه‎و‎آله شرفیاب شدم. دیدم که حسن و حسین، روی دوش اویند. عرض کردم: ای رسول خدا! آیا این دو را دوست می‎داری؟ فرمود: برای چه دوست نداشته باشم، در حالی که این دو، گل‌های من‌اند از باغ دنیا».(14)

فرزند نهم امام حسين (ع)

پیامبر صلی‎الله‎علیه‎و‎آله فرمود: «حسن و حسین، دو امام امت من بعد از پدرشان می‎باشند، و دو آقای جوانان اهل بهشتند، و مادرشان، سیده‌ زنان جهانیان و پدرشان، سیدالوصیین است. و از فرزندان حسین، نه نفرند که نهمین آن‌ها از فززندان من قائم است. طاعت او، طاعت من و مخالفت با او، مخالفت با من است. به سوی خدا شکایت می‎کنم از کسانی که فضیلت ایشان را انکار و احترام‎شان را بعد از من ضایع می‎نمایند، و خداوند کافی است در ولایت کارها و نصرت عترت من و امامان امت من؛ و انتقام‌گیرنده است از کسانی که حق آن‌ها را انکار نمایند.(15)

خداوند محسن است و فرزند فاطمه حسين

پیامبر اکرم صلی‎الله‎علیه‎و‎آله فرمود: «چون خدا، آدم را آفرید، در سمت راست عرش، پنج شبح در نور دید که در سجده و رکوع هستند. آدم علیه‎السلام پرسید: این پنج شبح که در هیبت و صورت من هستند، کیستند؟ خطاب شد: اینان پنج تن از فرزندان تو هستند که پنج اسم برای آن‌ها از نام‌های خود مشتق کرده‌ام، و اگر برای اینان نبود، بهشت و جهنم، عرش و کرسی، آسمان و زمین، فرشتگان و آدمیان و جنّیان را نمی‎آفریدم. پس من محمودم و این، محمد است. من عالی هستم و این، علی است. من فاطرم و این، فاطمه است. من احسانم و این، حسن است. من محسنم و این، حسین است. به عزتم سوگند یاد نموده‌ام که هرکس ذره‌ای از کینه‌ی ایشان را در دل داشته باشد، او را داخل آتش می‎کنم. اینان برگزیدگان من هستند، و به اینان نجات می‎دهم، و به اینان هلاک می‎نمایم. هر وقت حاجتی داری، به این پنج تن متوسل شو».

پس پیغمبر صلی‎الله‎علیه‎و‎آله فرمود: «مائیم کشتی نجات! هرکس به آن متعلق شود، نجات یابد و هرکس از آن برگردد، هلاک شود».(16)

دوستان حسین، اهل بهشتند

ابن‌عباس، حدیثی طولانی از پیغمبر صلی‎الله‎علیه‎و‎آله در فضائل حَسنین علیهم‎السلام روایت کرده که در پایان آن می‎فرماید: «خدایا! تو می‎دانی که حسن، حسین و عمو و عمه‌ی آنان، اهل بهشتند. هرکس آن‌ها را دوست بدارد، در بهشت است و هرکس آن‌ها را دشمن بدارد، در آتش است».(17)

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

1. سفینة البحار ، ج 2 ، ص 346 ، عوالم ( امام حسین ) ، ص 97 .

2. آشنایی با سوره ها ، جواد محدثی ، ص 92 . در این باره مقاله ادبی تحلیلی « سوره فجر، سوره امام حسین» را در «روایت انقلاب» ص 138 بخوانید.

3. عوالم ( امام حسین ) ، ص 98 .

4. تفسیرالبرهان ، ج 3 ، ص 3 ، بحارالانوار ، ج 44 ، ص 223 . آیات دیگری نیز به شهادت امام حسین (ع) تأویل شده است . ر . ک‍ : بحارالانوار ، ج 44 ، ص 217 باب « آلایات المأولة لشهادته » .

5. احقاق الحق ، قاضی نورالله تستری ، ج 11 ص 265 ، بحارالانوار ، ج 43 ص 261 ؛ تاریخ الاسلام ، ذهبی ، ج 5 ، ص 97 .

6. به مقاله ارزشمند « حسین منی و انا من حسین » از : محمد باقر بهبودی در « یادنامه علامه امینی » ، مقاله چهاردهم ، ص 305 مراجعه کنید .

7. صحیفه نور ، ج 13 ص 158 .

8. سنن ابن‌ماجه، ج 1، ص 556. استیعاب، ج 1، ص 376. الجامع‌الصغیر، ج 1، ص 7.

9. پرتوی از عظمت امام حسین (ع)، لطف‌الله صافی، ص 33.

10. «حسین منی و انا منه، احبّ الله من احبّ حسیناً»، طبقات ابن‌سعد.

11. استیعاب، ج 1، ص 182. الجامع‌، ج 3، ص 148.

12. کامل، ج 3، ص 299. تاریخ طبری، ج 4، ص 356. ترمذی، ج 13، ص 198.

13. «انّ اوّل یدخل الجنه انا و انت و فاطمه و الحسن و الحسین. قال علی، فمحبّونا؟ قال: من ورائکم»، ذخائرالعقبی، ص 123. کنزالعمال، ج 6، ص 216.

14. «ان الحسن و الحسین هما ریحانتای من الدنیا»، کنزالعمال، ج 13، ص 671.

15. فرائدالسبطین، ج 1، ص 42، به نقل از پرتوی از عظمت امام حسین، لطف‌الله صافی، ص 39.

16. فرائدالسبطین، ص 25.

17. نورالابصار، ص 114.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha